از بانک مرکزی ایران تا قلب زیرساخت مالی کانادا؛ پرونده پرسشبرانگیز محمود زیبایی

محمود زیبایی در سال ۲۰۰۶ برای مهاجرت به کانادا اقدام کرد؛ اما تا ده سال بعد ایران را ترک نکرد. در این فاصله، نهتنها از مسئولیتهای حساس بانکی کنار گذاشته نشد، بلکه موقعیت او در بانک مرکزی پیوسته ارتقا یافت. زیبایی از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲ ریاست بخش سوئیفت بانک مرکزی را بر عهده داشت و پس از آن، تا بهمن ۱۳۹۷، معاون مدیر و مشاور سامانههای کسبوکار این بانک معرفی میشد.
بانک مرکزی در سالهای ۲۰۱۱، ۲۰۱۳ و ۲۰۱۵ او را «کارمند نمونه» معرفی کرد و چندین تقدیرنامه از رئیسکل، معاون بینالملل و مدیران فناوری اطلاعات در اختیارش گذاشت. این تقدیرها درست در دورهای صورت گرفت که پرونده مهاجرتی او به کانادا فعال بود.
زیبایی سپس بهعنوان کارشناس بانکی وارد پرونده بابک زنجانی شد؛ پروندهای که حاوی اطلاعاتی کمنظیر درباره تراکنشهای بینالمللی، اسناد بانکی، شبکههای انتقال پول و شیوههای دورزدن تحریمها بود. منابع رسمی تأیید میکنند که وظیفه او بررسی تراکنشها و تشخیص اسناد بانکی واقعی از مجعول بوده است.
او سرانجام در سال ۲۰۱۶ همراه خانوادهاش در کانادا مستقر شد؛ اما رابطه استخدامیاش با بانک مرکزی ایران تا فوریه ۲۰۱۹ ادامه یافت. بنابراین زیبایی حدود دو تا سه سال پس از استقرار در کانادا همچنان کارمند بانک مرکزی بود. خروج کامل او از ایران ۹ ماه پس از خروج دونالد ترامپ از برجام و آغاز کارزار فشار حداکثری آمریکا قطع شد؛ درست در دورهای که شناخت شبکههای مالی ایران، ارتباطات سوئیفتی و روشهای دورزدن تحریمها برای دولتهای غربی اهمیت فوقالعادهای یافته بود.
مرحله بعدی، حساستر است: زیبایی در دسامبر ۲۰۱۹ وارد پروژه «لینکس» در مؤسسه «پرداختهای کانادا» شد. موسسه پرداختهای کانادا یک شرکت خصوصی نیست؛ نام حقوقی آن «انجمن پرداختهای کانادا» است و با قانون پارلمان کانادا ایجاد شده است. وزیر دارایی کانادا بر مقررات آن اختیار مستقیم دارد و سامانه لینکس، بهعنوان زیرساخت پرداخت کلان کانادا، تحت نظارت بانک مرکزی این کشور فعالیت میکند.
استخدام در چنین نهادی بدون بررسی پیشینه انجام نمیشود. اسناد استخدامی مؤسسه پرداختهای کانادا از بررسی هویت، سوابق کیفری، اعتباری، تحصیلی و شغلی متقاضیان حکایت دارد. بعضی موقعیتها نیز مستلزم اخذ مجوز امنیتی دولت کاناداست. این نهاد برنامه مستقلی برای غربالگری کارکنان، اعتبارسنجی مجوزها و مقابله با «تهدید داخلی» دارد.
بنابراین، محمود زیبایی با گذشتهای ناشناخته یا پنهان وارد مؤسسه پرداختهای کانادا نشد. مقامات کانادایی به قطعا از سابقه او در سوئیفت، سامانههای پرداخت بانک مرکزی و پرونده بابک زنجانی مطلع بودند و با علم به این سوابق، او را به پروژه راهبردی لینکس راه دادند.
این شواهد نشان میدهند پرونده مهاجرتی زیبایی در سال ۲۰۰۶ صرفاً آغاز یک مهاجرت عادی نبود بلکه سرآغاز فرایندی طولانی برای شناسایی و جذب فردی بود که به حساسترین اطلاعات مالی و تحریمی ایران دسترسی داشت. اقامت و استخدام محمود زیبایی در موسسه زیرساخت پرداخت کانادا صرفاً محصول تخصص حرفهای او نبود بلکه پاداش سرویسهای غربی به زیبایی برای خدمات و انتقال اطلاعاتبه غرب بود.
زنجیره زمانی پرونده محمود زیبایی، از درخواست مهاجرت و ارتقای مستمر در بانک مرکزی تا دسترسی به پرونده بابک زنجانی و سپس استخدام آگاهانه در مؤسسه پرداختهای کانادا، بهاندازهای منسجم و در عین حال غیرعادی است که بررسی آن باید در دستور کار نهادهای امنیتی و نظارتی ایران قرار گیرد.