چرا انتقام حمله به تأسیسات صنعتی را نگرفتیم؟
۱ـ تغییر استراتژی از «مرد دیوانهتر» به «مرد محاسبهپذیر»
۲ـ یک خطای بزرگ در مقابله به مثل
ایران به حملهی آمریکا به عسلویه در فاصله کمتر از چند ساعت پاسخ داد؛ آن هم با حملات موشکی و پهپادی به تأسیسات زیر:
– تأسیسات گازی راس لفان قطر
– پالایشگاه ینبع عربستان
– تأسیسات گازی حبشان امارات
– میدان نفتی باب امارات
– دو پالایشگاه نفتی کویت
– پالایشگاه حیفا اسرائیل
– تأسیسات LNG بحرین

یعنی یک حمله آمریکا با ۸ حمله ایران پاسخی محکم دریافت کرد و ایران وارد فاز «مرد دیوانهتر» شد. اما این سناریو در جریان حمله به تاسیسات صنعتی ایران رخ نداد.
گویا بعد از انتقام گرفتن از ماجرای عسلویه، اکنون با یک ایران محاسبهپذیر طرف شدهایم که منفعل شده و یک به یک در حال تماشای حمله به زیرساخت صنعتی خود است.
البته شاید ریشه این انفعال به یک خطای بزرگ در مقابله به مثل برگردد، جایی که ما میخواهیم حمله به فولاد مبارکه را با حمله به یک مجتمع فولادی در منطقه پاسخ دهیم.
به صراحت میگویم که حتی اگر کل صنایع کشورهای منطقه را با خاک یکسان کنیم، باز هم برای آمریکا مهم نیست.
تنها نقطه ضعف ترامپ، قیمت نفت است که جامعه آمریکا را علیه او میشوراند.
در نتیجه معادله جدید باید اینگونه تعریف شود: هر زیرساخت غیرنظامی ایران هدف قرار گیرد، ایران زیرساخت نفتی منطقه را میزند.
حتی حمله به زیرساخت گازی هم در مقایسه با زیرساخت نفتی اهمیت چندانی ندارد، فقط و فقط باید به شبکه تولید و انتقال نفت آسیب زد.
حتی با فرض «غلط» محدود شدن توان آفندی یا مثلاً معطوف شدن توان نظامی کشور به حمله زمینی آمریکا؛
باز هم تنها معادلهای که میتواند این خلأ نظامی را پر و بیشترین هزینه برای آمریکا را ایجاد کند، حمله به تاسیسات نفتی منطقه است.
برای حمله به تاسیسات نفتی آرامکو و خطوط لوله دور زننده تنگه هرمز خیلی دیر شده.